خرید بک لینک
جز دعا چیزی ندارم
کوله بارم خالی خالیست
من هستم و پاهایی تاول زده از راه
تاول زده از سنگلاخی راه پر از محنت
دل رنجور و پریشان از این همه گناه به درگاهت آمده ام.
سرافکنده از پستی یک آدمیم.
همانکه آفریدی تا اشرف مخلوقاتت باشد
من آدمیت را زیر سوال برده ام.
ریا بوده ام و دروغ
حریص بوده ام و هیز
بد بوده ام و تلخ.
من جز دعا چیزی ندارم.
جز تو هم کسی را ندارم.
دست رد به سینه ام نزن
دست رد به سینه ام بزنی به کجا بروم.
جز تو به که پناه ببرم.
تو خدایی
خود گفته ای مرا بخوانید تا اجابت کنم تورا
من اینک تو را میخوانم
با چشمی پر از گناه
با قلبی پر از حسرت
بادستی لرزان از نا درستی
من اینک تو را میخوانم
پناهم ده
دستم را بگیر
میخوام سرم را به سینه ات بچسبانم و آنقدر بگریم که در آغوش تو خوابم ببرد.
من بدم
اما تو خدایی
تو پذیرایی
من منم
همین قدر هیچ و نیست
همین قدر پوچ و پست
خدایا تنهایم
آنقدر که آن شدم که گفتم
رفیقم باش
تا همان باشم که میخواهی و میخواهم.

من و دعا.من و خدا.شب و خدا.دعا

برچسب: نویسنده: رادین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 9:36

صفحه بندی