پدر
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 0:36
xa0 پدربزرگ پدریم مرحوم علی حسین شیخی روحت شاد و همجوار رسول الله جایگاهت بادپدربزرگ مادریم مرحوم بهمن آوخ روحت شاد و همجوار رسول الله جایگاهت باد پدر عزیزم عبدالحسین خادمی عمرم سر عمرتxa0 برچسبها: روزپدر , قیطاسی , آوخ , شیخی , عشق
روز سرون لری
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 0:36
روز سرون(sarvan)لری 26اردیبهشت ماه ، روز گلونی را به تمام لرتباران تبریک عرض میکنم.خوب است ضمن گرامیداشت این روز و توجه به فرهنگ و آیین نیاکانمان همین تاریخ را تمام لرها گرامی بدارند وگلونی پوش و مینا پوش و چارقد پوش گردهمایی تشکیل دهند. گرامیداشت این روز برای حفظ آیین و فرهنگ ما لرها چه در شهرها و ...
من لرم
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 0:36
نشستن در بن بست اول کوچه ی لاله پرید و تنهایی علی در آن کوچه هنوز چشم به راه اوست ...نوشته های وبلاگ و دوس دارمچون حرفای دل خودمهحتی اگه پر غلط باشنامیدوارم دلتون شب نباشه...
من شب نشین نیستم ، من خود شبم
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
از آن هنگام که به یاد دارم من بودم و من. روزهایم را به امید فردایی روشن میگذراندم که جز تکرار چیزی برایم نداشت.فکر می کردم شب نشین هستم و روزی خواهد رسید که آفتاب از مشرق به دنیایم خواهد تابید و نور محو می کند سیاهی روزگارم را ، اما اینک پی به رازی شگرف برده ام ، رازی که هبوط که نه ، ایستایی را به ر...
و این پایان خوبــــی هاست میـــــدانم
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
تمام واژه ام در هم غزل های دلم خسته سکوت و شعر تلخی که میان فال من رفته من و تکرار صدباره از این فال غم انگیزم من و حسرت تو و هجرت من و مرداب تنهایی به یادت گوشه ای ، خلوت به یادت واژه ها ساختن به یادت کوچه ها گشتن تو اینک در بر معشوق لبالب از گُل و بوسه من اینک در بر خاک و لبالب از گِل و بوسه به یا...
کربـــــــلا
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
می روم تا که دگر بار بگیرد دستم که گر از لطف نظر افکند بر من رستم ----------- سلام به همه.. خدا بخواد و امام حسین مهمون بپذیره دارم میرم کربلا،بدی دیدید حلال کنید..واسه همتون دعا میکنم.. xa0
تـــو
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
شب باشد و من من باشم و تو همین مرا کافیست. xa0
شب یــــــــــــلدا
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
به یاد آن شب زیبا شب یلدا شب مهر افروز رویایی شب عشق خداگونه شب شور اهورایی که من با تو تو هم با من گذشته از پس حسرت نشسته در بر بال فرشته دختر یلدا که دل در بر وxa0عشقxa0در سر خداوندا مگیر از من همان یلدای هر ساله که من با او و او با من گذشتیم از پس حسرت نشستیم در بر بال فرشته دختر یلدا به یاد آن ش...
اشــک میــراث دل
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
نمیدانم قلم را چرا به دست گرفتم ،نمیدانم چه باید بنویسم ،کلمات حبس در جوهر خودکارمند. خودکارم نمی نویسد ،جوهر خشک کرده!!! مدتیست "ها" کردن هایم گرم نمیکنند خودکارم را دستانم را. امسال بود و نبود امید بود... گاهی بود شدید گاهی نبود عمیق! گریه بود و هق هق ،سکوت بود و خدا لحظه های سبز خداییم کم بود که ...
با تو هســـتم ســــهراب
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
با تو هستم سهراب تو که از همهمه ی اهل زمین دلگیری تو که شعرت پر از داغxa0شقایقxa0، پر از سرخیxa0گلxa0،پر ازxa0پروازxa0است... xa0
چـــشم به راه
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
جای پاهات روی جاده شروع درد و غمم بود اشکای روی گونه م مرهم زخم دلم بود هنوزم چشم به راهم کنار جاده ی خلوت... xa0
درد دیری
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 1:08
از درد دوری دارم تب میکنم اتشی بجانم افتاده که خوابم نمیبرد اگر به نگارم نفرین کنم جز حسرت و دلی سوخته چه نصیبی دارد؟ xa0